آیا ابطحی خودش وبلاگش را آپدیت کرده است؟

تصویر مهدی

امروز ابطحی وبلاگش رو از توی زندان آپدیت کرد. متن این پست آخر رو که خودندم، احساس کردم با بقیه وقتها فرق داره. به هر حال ابطحی سالهاست که داره وبلاگ مینویسه و خیلی راحت میشه طرز نوشتنش رو دید.
البته طبیعیه که بخاطر شرایط خاص زندان، لحن نوشته عوض بشه ولی مساله اینه که املای بعضی کلمات جوری بود که قبلا هیچوقت تو وبلاگ ابطحی اینجوری ندیده بودم! حدسم رو که آزمایش کردم، دیدم خیلی لغتها هستند که یا قبلا اصلا اینجوری نوشته نشده بودند و یا اینکه خیلی به ندرت اینجوری نوشته شده بودند. قسمت جالبتر این بود که بعضا از اصطلاحاتی استفاده شده بود که ابطحی عادت به استفاده از اونها نداره!
اینجا من نمیخوام نتیجه گیری خاصی از این موضوع بکنم، فقط این کلمات و اصطاحات رو آوردم تا شما هم ببینید و خودتون نتیجه گیری کنید.

تو این لیست، ستون اول کلمه یا اصطلاحی هست که در متن داخل زندان وجود داره و در ستون دوم هم کلمه یا اصطلاحی که ابطحی عادت به استفاده از اون داره. ضمنا داخل پرانتز جلوی کلمه هم تعداد نتایج سرچ اون کلمه در وبلاگ ابطحی رو میبینید که از روی اون میشه فهمید در این چند سال، این کلمه چند بار استفاده شده بوده.

کلماتی که ابطحی املای آنها را متفاوت مینویسد
متن در زندان متن قبل از زندان
"باز جوئی" (1) "بازجوئی" (6)
"چیز ها" (1) "چیزها" (78)
"دور وبر" (1) "دور و بر" (3)
"اینهائی" (1) "اینهایی" (3)
"وقبل" (1) "و قبل" (97)
"وکتاب" (1) "و کتاب" (86)
"ودعا" (1) "و دعا" (50)
"باشدو" (1) "باشد و" (246)
"نا خود آگاه" (3) "ناخودآگاه" (116)
"مارا" (4) "ما را" (188)
"تنهائی" (4) "تنهایی" (83)
"بد جوری" (8) "بدجوری" (76)
اصطلاحاتی که ابطحی عادت به استفاده از آنها ندارد
متن در زندان متن قبل از زندان
"توکل بر خدا" (1) "توکل به خدا" (1)
"گاه به گاه" (1) بدون استفاده از حرف اضافه "به" (5)
"جسته گریخته" (1) این اصطلاح تا کنون استفاده نشده است.

نظرات

فنی

مهدی جان قرار است سایت تو فنی باشد

تصویر مهدی

شخصی و فنی

دوست دارم فنی باشه، ولی چون میدونم درباره بعضی چیزها نمیتونم حرف نزنم، از اول نوشتم شخصی و فنی. این جنبه شخصی داشت ;)
البته چون میدونم بازدیدکنندگان سایت دنبال مطالب فنی هستند، اینها رو توی صفحه اول نمیذارم.

جوابیه

بچه جان برو به زندگیت برس و به این کارها کاری نداشته باش

وبلاگ ابطهی... ---

اولا آیا انصافه که شما به من حمله بکنید: که زیر کولر نشستم و قضاوت میکنم... من اگه توی سواحل جنوب فرانسه هم بودم حق نظر دادن را داشتم... مگر اینکه شما به عنوان صاحب این وبلاگ نظرمنو دوست نداشته باشید، که البته این حق را دارید ولی بهتره که تو این مواقع اصلا مطلب من را حذف کنید تا اینکه در مورد نویسنده مطلب قضاوت و خدایی نکرده بهش حمله کنید.

دوما؛ بی انصا فی و نامردی دقیقا کاریه که کسانی مثل ابطهی انجام میدن (بیرون زندان یه حرفی را زدن و توی زندان جا زدن). بعنوان یک سیاستمدار این بدترین کاریه که امثال ایشون میتونن بکنن... چون حرفهای ایشان مروج یک نوع طرز فکره وتا حدی ایشان یک رهبره... حرفهای امثال ایشان بسیار تاثیر گذاره و باعث میشه یه عده بریزن تو خیابون (به حق) و خودشون را به کشتن بدن... بعد آقا توی زندان کاملا حرفش را تغیر میده... این به نظر من عین بی انصافی، نامردی وبی حرمتی به اون جوونییه که تو خیابون خودش را به کشتن میده...

آقای ابطهی بعنوان یک انسان حق داره نظرش را داشته باشه و تغیر بده... ایشان حق داره به زندگی و لذات دنیویش (از جمله زن و بچه و نوه و...) دلبستگی داشته باشه. ولی اگر زندگی و لذاتش برای یک نفر اینقدر مهمه؛ تو ایران بهتره (دوباره تکرار میکنم "تو ایران") بطور جدی داخل سیاست نشن.

یار پیامبر 1400 سال پیش چه کرد، چه فرقی داره؟ همانطور که اهمیتی نداره که صد جوون زیر شکنجه حرفشان را عوض کنن به عنوان یه آدم عادی... ولی یک سیاستمدار مسئولیت داره...

با تشکر از درج مطلب من، لطفا سعی کنید که به "شخص" حمله نکنید چون شما از من هیچ شناختی ندارید.

تصویر مهدی

نظر من

اول اینکه من به عنوان صاحب وبلاگ، هیچ مسوولیتی در مقابل جوابهایی که بقیه بازدیدکننده ها به شما دادند، ندارم. همونطور که هیچ مسوولیتی در مقابل حرفهای شما ندارم. فقط مسوولیت من اینه که در صورتی که نظری شامل الفاظ رکیک بود، اون رو حذف میکنم. شما هم اگر دوست ندارین کسی نظرتون رو نقد نکنه، نظر ندین! نه اینکه نظر بدین و وقتی از جوابها خوشتون نیومد بگین تا من پاکش کنم!

همه اینها رو گفتم که بگم نظر دوستان دیگه به من ربطی نداره ولی حالا میخوام بگم که اتقاقا من هم تا حدود زیادی با اون نظریات موافق بودم.
شما چطور انتظار دارین بیرحمانه در باره یک نفر که حتی تو دادگاهش وکیل نداشته (چه برسه به اینجا!) قضاوت بکنید و از اون طرف هم هیچ کس درباره شما قضاوت نکنه؟ واقعا اینقدر سخته که دربارتون قضاوت بشه؟ تازه در حالی که توانایی دفاع از خودتون رو هم دارید! پس چرا دوست دارید اینقدر راحت درباره بقیه اظهار نظر کنید؟

در مورد عمار یاسر اتفاقا یه چیزی قبلا نوشته بودم: http://hasheminezhad.com/node/7
اینکه یار پیامبر در 1400 سال پیش چکار کرد شاید چندان مهم نباشه. ولی اینکه خود پیامبر در جواب اون فرد چی گفت، برای من (به عنوان یک مسلمون) خیلی خیلی مهمه. چطور باید تو احکام توالت رفتن از حرفهایی که پیامبر 1400 سال پیش گفته تبعیت کنیم ولی از اصول انسانیت دیگه لازم نیست؟

PS: اسم این بیچاره ابطحی هست، نه ابطهی! اگر یه وقتی شما رو گرفتن، راحت تر میشه فهمید خودتون وبلاگ آپدیت کردین یا نه! مشخصه های نوشته شما خیلی خاصه! (شوخی)

وبلاگ ابطهی... ببخشید ابطحی!!!

با عرض معذرت مهدی جان... حقیقتش اینه که من حدود دو ساعت وقت صرف میکنم تا هر دفعه یه جوابی به شما و دوستان دیگه بدم ... بین خودمون باشه من تایپ فارسیم خیلی خرابه... یه پرینت کیبورد فارسی را جلوم گذاشته ام و از روش دارم تایپ میکنم... دست چپم هم به دست راستم میگه غلط نکن... حالا ابطحی رو ابطهی نوشتم، شما ببخش... شانس آوردی"اب تهی" ننوشتم... (:

حالا اصل مطلب... متاسفانه من هنوز نقدی به نظرم ندیدم ... همه فقط به من حمله کردن... اون هم شخص من، نه نظرم... نوش جونتون... هیچ اشکالی هم نداره... ولی جواب منو ندادین... من آدمی نیستم؛ کسی هم دنبال من نیفتاده و حرف منم تاثیری بر جامعه نداره... ولی آقای ابطحی برای خودش کاره ایه، حرف و نظرشان برای خیلیها مهمه... به گونه ای ایشان (و امثال ایشان) برا ی جامعه یک ideal هستن... یک همچین کسی وقتی بشکنه خیلیها رو با خودش میشکونه... ایشون مسعولیتش بالاتر از یک فرد عادی مثل منه...

منم از اینکه هر آدمی را زیر فشار مجبور به کاری بکنن بیزارم ومتاسفم برای ابطحی و امثال اون... ولی تو ایران هر که وارد سیاست میشه باید خودش را برای این گونه مسائل آماده منه... ایران همیشه اینگونه بوده وهست... امیدوارم در آینده عوض بشه...

راجع به اینکه پیامبر با عمار چگونه رفتار کرد...والا نه من وشما پیغمبریم، نه جناب ابطحی عمار و نه این زمونه 1400 سال پیشه... میخوام بدونین که من نه احکام توالت رفتن 1400 سال پیش را دنبال میکنم نه هیج چیز دیگه 1400 سال پیش... با گذشت زمان میزانها هم تغیر کرده. فکر میکنم که بشر یه مقدار پیشرفت کرده باشه... نمونه اش همین وبلاگ شما و تحملتان... که با تشکر ازش (تحمل بالای شما) به شما روز به خیر (یا شب به خیر) میگم.

سلامت باشی...

تصویر مهدی

یک انسان همیشه انسان هست!

اول اینکه ممنون از اینکه با اینکه اینقدر برات سخته تایپ کردن، باز هم منو شرمنده میکنی و نظرت رو برای من و بقیه مینویسی.

اما در مورد نقد به نظرت، من خودم اصلا هدفم نقد به نظرت نبود. فقط منظورم دفاع از کسی بود که قدرت دفاع نداره.

حالا واقعا میدونی تفاوت نظر من و تو چیه؟ به نظر من سیاستمدار هم یک انسان مثل بقیه است. مسوولیتش ممکنه بیشتر باشه، ولی باز هم یک انسان مثل خود من و تو هست. چرا فکر میکنی ابطحی خودش رو آماده نکرده بود؟ اتفاقا یادمه قبلا خود ابطحی یک دفعه همین صحبت شما رو درباره اونهایی که اعتراف کرده بودند گفته بود و بعد که بقیه بهش ایراد گرفتند پشیمون شد و اعلام کرد که نباید این حرف رو میزده. این که قبول کرد اشتباه کرده اون رو توی نظر من بزرگ کرد، نه اینکه معاون اول خاتمی بود یا مشاور کروبی! اون موقع فکر میکنی خودش رو آماده نکرده بود؟ حتما به اینجا فکر کرده بود، اما ظاهرا زور زندان بیشتر از تواناییش بوده.
حالا دوباره میرسم سر سوال اول! میدونی تفاوت نظر من و تو چیه؟ تو فکر میکنی سیاستمدار باید یک سوپرمن باشه و من فکر میکنم سیاستمدار یک انسان عادیه. تو فکر میکنی نباید کم بیاره، من فکر میکنم ممکنه کم بیاره. تو فکر میکنی اگر کم بیاره، به بقیه خیانت کرده، من فکر میکنم که اگر کم آورد، نباید تنهاش گذاشت، همونطور که خود ابطحی وقتی میتونست، پشت اونهایی که تو زندان بودن و اعتراف کردن یا نکردن رو خالی نکرده بود.

راستی به نظر من اینکه بخوای فکر کنی که کسانی که با رهبری امثال ابطحی به خیابون میرن، به خاطر ابطحی و امثال اون هست که میرن، خیانت به آرمانهای اونها است. با این دید اونها رو در حد یک پیرو که نمیدونه دنبال چی میره پایین میاری. با این دید، اصلا فرقی نمیکنه که کی تو جبهه حق هست و کی باطل. فقط نظر رهبر مهمه و بقیه مثل گوسفند دنبال رهبر هستند. با این دید دیگه نه آرمان و هدف ارزش داره و نه شهادت در راه اون. از نظر من فرد اصلا مهم نیست. جمع مهمه. ابطحی هم کس خاصی نیست. یکی مثل بقیه. یکی که من خیلی از نظراتش رو میپسندم و خیلی هاش رو نه!

PS: راستی در مورد 1400 سال پیش، من 1400 سال پیش که هیچ، اصول انسانیت رو از زمان دایناسورها هم قابل اجرا میدونم!

شماره هاي پست هم جالبه !!!!

21463101 32 امروز همه آمده بودند
21463101 33 دستگیری ابطحی
21463101 42 وبلاگ نویسی از درون زندان
21463101 44 نوشابه‌ای برای خودم

مقايسه س دو پست آخر با هم

در كل ميشه گفت نبم فاصله و فاصله ها رعايت نشدند
كه البته فكر كنم(مطمئن نيسبم) اين امر بعضي مواقع‌(بسته به رايانه و تنظيمات) ممكن نباشه
من خيلي با نگارش و كلمات آقاي ابطحي آشنايي ندارم
ولي اگه نگاهي به پست جديد بندازين مي بينين كه اين نكات(تفاوث ها‌) نا حد زيادي محو شدن

ممنون ميشم اگه نظرتون رو راجع به پست جديد (توشابه اي براي خودم)‌ هم اضافه كنين

http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146310144

تصویر مهدی

پست جید

در مورد تنظیمات کامپیوتر، فراموش نکنید که آقای ابطحی گفته بود که با لپ تاپ خودش تایپ کرده و ضمنا تو این پست جدید هم تونسته درست تایپ کنه، پس مشکلی نباید بوده باشه. ضمنا خیلی از موارد اصلا به نیم فاصله ربط نداشت، خود فاصله معمولی بد استفاده شده بود.

در مورد پست جدید هم من اینجا خیلی نمیخوام نظر خاصی بدم. هدفم فقط طرح یک ایده بود، نه القای نظر خودم. بنابراین ترجیح میدم بررسی بیشتر رو (که مسلما خودم برای خودم انجام میدم) منتشر نکنم. کسی که نیاز به دونستن حقیقت داشته، خودش میدونه چکار کنه، کسی هم که میخواد چشماش رو ببنده، فرقی نمیکنه من چندتا پست در این مورد براش بنویسم!
البته حالا که سوال کردید، فقط اینو بگم که ظاهرا قبل از نوشتن پست جدید، یه دور تمام نظرات موجود در اینترنت دوره شده و آقای ابطحی یک دوره کامل آموزش نیم فاصله گذاری رفته! البته هنوز کلماتی مثل (تنهائی) که ابطحی عادت به استفاده از اونها نداره توش به چشم میخوره.

وبلاگ ابطهی...

به نظر من اگه یکی تو ایران وارد سیاست میشه، باید انتظار شکنجه و زندان رو داشته باشه و نیاد در ملاً عام به غلط کردن بیفته... حال چه فرقی داره که وبلاگش را خودش نوشته یا نه؟
آقای ابطهی و امثال ایشان جایی در سیاست ایران ندارند. تو سیاست بودن درایران یک حد اقللی از دل و جرعت را لازم داره... و باید هم از یک سری لدتهای دنیوی بتونی بگذری، که ساده هم نیست و حتی ممکنه ارزشش رو هم نداشته باشه.
خلاصه کلام اینه که یا وارد سیاست اگه میشی باید جا نزنی یا دهنت را از اول باز نکنی...

بد نگذره

خداییش بد نگذره بهتون! از تو خونه، جلوی کولر، با اسم مستعار (یا اصلا بدون اسم) درباره یک بدبختی که تو زندانه نظربه دادن و ترسو خطاب کردن کسی که پای زندگیش وسطه، دیگه اوج نامردیه!
اینکه آقای ابطحی جایی در سیاست داره یا نه اصلا مهم نیست. چیزی که مهمه و شما فراموش کردین، اینه که اونم یک انسانه!
ضمنا، با این حساب، لابد شما عمار رو هم کافر میدونین دیگه؟ اون هم زیر شکنجه اعتراف که نه، کفر گفت ولی یکی از نزدیکترین یاران پیامبر محسوب میشه. نظرتون در این مورد چیه؟ اون هم حق نداشت مسلمون بشه؟

به نظر من بهتره وقتی چیزی رو

به نظر من بهتره وقتی چیزی رو تجربه نکردی انقدر با قاطعیت راجبش حرف نزنیواز تو خونه رجز خونی راحت ترین کار ممکنه.یه ذره بیدار شو.

روشنگری

از توجه و دقت شما سپاسگزارم
روشنی ذهن مردم به روشنگری های امثال شما نیازمند است،اگر استبداد بر ما چیره است ناشی از جهل ماست،
اینکه فردی مطمئن به ساختگی اعترافات است،کافی نیست ،نشر آن وظیفه دانایان است .
پیروز باشید

دانشگاه معجزه گر اوین

در زندان جمهوری اسلامی واقعا معجزه رخ می دهد
چطور است که آقای حجاریان پس از حدود 20 سال کتاب خواندن در زمینه نظریات سیاسی نفهمید که آن ها نادرست هستند ولی در زندان، یکماهه فهمید که همه مطالعات 20 ساله اش نادرست هستند. باید به دانشگاه اوین آفرین گفت..

به نظر من اهمیتی ندارد که متن

به نظر من اهمیتی ندارد که متن را خود ابطحی نوشته باشد یا نه. معمولا وقتی به برخی از مقاله‌های تارنویسها انتقاد میکنم، نظر مرا حذف میکنند. امیدوارم شما اینکار را نکنید. از دید من موضوع را پیچیده کرده‌اید. لزومی به این بررسیها نیست. ابطحی، رمضان زاده و بقیه در زندان هستند. نظر و گفته‌های فردی که در زندان است در مورد مسائلی که سالها به آنها اعتقاد داشته و حال پس از چند روز درست وارون آنها را میگوید، هیچ اعتباری ندارد. حتی اگر حالا ابطحی چیزی بگوید (یا از طرف او بگویند) که ما را خوش آید، باز هم این سخن هیچ اعتباری ندارد. حتی اگر ابطحی آزاد شود، ممکن است باز به انحا مختلف تحت فشار باشد، پس باز به حرفهای او باید با شک نگریست. مگر اینکه مطمين باشیم که در سخن گفت آزاد است. دوست عزیز ما با حکومتی طرفیم که به جوانان ما تجاوز میکند، همین نشان میدهد که به هیچ عنوان نمیتوان به حرفی که بویی از تاثیر آنها بر آن دارد نمیتوان اعتماد کرد. مثلا همین روزها برای اینکه حرفهای ابطحی برای ما قانع کننده جلوه کند، ممکن است بازجویش مقاله‌ای از طرف او (یا خودش) بنویسد و در آن انتقادی هم از احمدی نژاد بکند. این نباید ما را خوشحال کند و به این تصور بیاندازد که حرف خود ابطحی است و او آزادانه نوشته است. منظورم این است که در شرایط کنونی هر حرفی که از ابطحی بیرون بیاید، سناریوی خود آقایان است و فرقی نمیکند که چه باشد، یعنی فرقی ندارد که انشا و املای آن و واژه‌ها و عبارات آن با مقاله‌های گذشته ابطحی منطبق باشد یا نباشد...

تصویر مهدی

لزوم بررسی

اول اینکه اصلا هدفم از نوشتن این متن این بود که نظرات و مخصوصا انتقادهای بقیه رو بدونم و اگر میخواستم ازم انتقاد نشه، متن رو دیگه توی سایت نمیذاشتم! در اون صورت جاش توی دفترچه خاطرات بود.
من هم کاملا با شما موافقم که بررسی حرفهایی که تحت شرایط خاص زندان (حتی اگر فرض کنیم با همون بازجوی مهربون) زده میشه، هیچ ارزشی نداره، ولی هدف من بیشتر اون دسته از افرادی بود که سریعا و بدون فکر هر حرفی رو ممکنه بپذیرن و متاسفانه در جامعه ما هم تعدادشون کم نیست. سعی کردم حرفی بزنم که حتی دشمنان آقای ابطحی هم به فکر وادار بشن (حتی برای یک لحظه).
از طرفی شاید هم حق با شما باشه و طرح این مسایل در این شرایط بیشتر صورت مساله رو تغییر بده و صلاح نباشه.
به هر حال ممنون از نظرتون

سلام...

سلام. یه احتمالی که راجع به برخی کلمه هامیشه آورد اینه که طبعن از پشت لپتاپ خودش آپ نکردهب اشه سایتو... چون خیلی از ایراداتی که آوردی مال نگارش کی بردش هم می تونه باشه. از قبیل فاصله ها و حرف هایی که احیانن جا افتادن. البته یه مورد تاثیر گذار دیگه هم اینه که دستهای ابطحی حدودن 60 رووزه که با کی برد آشنا نشده... فکر می کنم این هم بتونه توی کار تاثیر بذاره. اما در اینکه ادبیاتش فرق کرده بود من هم باشما موافقم...
علی لعنت الله علی القوم الظالمین....

تصویر مهدی

بعد از فقط 60 روز؟

در مورد اینکه بعد از 60 روز تایپ کرده، فکر نکم برای کسی مثل اون که بیش از 5-6 سال هست که داره وبلاگ مینویسه، بشه واقعا گفت که بعد از 60 روز تایپ نکردن، سبک تایپ کردنش فرق کنه. شاید اگر کسی بود که تازه وبلاگ نویسی رو شروع کرده بود و هنوز سبک خودش رو پیدا نکرده بود این موضوع رو میشد گفت!

آفرين بر اين دقت .

آفرين بر اين دقت .

لپ تاپ و لب تاپ

ابطحی قبل از زندانی شدن به درستی از کلمه "لپ تاپ" استفاده می کرد در حالی که در متن نوشته شده در زندان "لب تاپ" نوشته شده. از اونجایی که "پ" و "ب" در صفحه کلید از هم فاصله دارن این نمی تونه اشتباه تایپی باشه

تصویر مهدی

این یکی هم بود ولی حذفش کردم

اینو میخواستم بنویسم، ولی یک جای دیگه هم این اشتباه قبلا انجام شده بود: http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146307958
برای همین ترجیح دادم مواردی که توش حرف و حدیث کمتره بنویسم. لیست اولیه خیلی طولانی تر از این بود.

آقای بازجو اصول نگارش فارسی

آقای بازجو اصول نگارش فارسی بلد نیست!

مطلبی که کسی دقت نکرده اینکه

مطلبی که کسی دقت نکرده اینکه کد اخرین نوشته ابطحی 2146310142 هست و آخرین نوشته خارج از زندان ایشان 2146310133 یعنی 8 تا پست فاصله که احتمالا این پست ها یا تایید نشدند و یا اینکه حذف شده اند.

آفرین عالی بود. خوب زدی تو

آفرین عالی بود. خوب زدی تو دهنشون